۳.۱۱.۹۶

حقایق تکرار شونده

یه سری آدما هم این‌جوری زندگی می‌کنن
برای بردن خودشون زندگی نمی‌کنن
برای باختن بقیه زندگی می‌کنن
افشاگری می‌کنن
فحش می‌دن
چوب لای چرخ‌ها می‌کنن
تمام تلاششون
وقتشون
انرژی‌شون
برای اینه که رقیب‌ها !!
ببازن
که آروم بگیرن
این آدما
با تلاششون
رقیب رو برنده می‌کنن
همرو برنده می‌کنن
و خودشون توی تاریکی خودشون
دفن می‌شن


حرمان

دردهای بزرگ‌تر
درد‌های کوچک‌تر را از یاد می‌برند
زخم‌های قوی‌تر
زخم‌های کوچک‌تر را التیام می‌بخشند
دردی بر دردی
زخمی بر زخمی
درد‌ها و زخم‌های کوچک‌تر
خاطره می‌شوند
جوک‌ می‌شوند
و شادی این‌گونه شکل می‌گیرد

همیشه هم
دردهای بزرگ‌تری هست
زخم‌های بزرگ‌تری هست
و این
قاعده شادی در شرق است

زمستان مایوس نود و شش


۱۲.۹.۹۶

خواستم بگم در بدترین اوضاع مالی تمام زندگیمم
دیدم ازین بدترم بوده
خواستم بگم بدترین حال عمرمو دارم
دیدم ازین بدحال‌ترم بودم
نتیجتا
فک کنم اوضاع خوبه

۲۶.۸.۹۶

اع تماد

وقتی شناخت اسلحه‌ای می‌شود بر ضد خودت
وقتی با آغوش باز می‌روی
و آغوش را می‌بندد
وقتی فکرش جای دیگری‌ست
جایی غیر از پیش تو

۲۱.۸.۹۶

بی‌آنکه کسی برگردد

یکی یکی پرده‌ها را می‌بندم
پنجره‌ها را چفت می‌کنم
درها را قفل خواهم کرد
و دستگیره را پایین خواهم داد