۷.۳.۹۶

حلقه

بچه‌ها درس نمی‌خوانند
وقتی که بزرگ می‌شوند
آن‌ها که درس خوانده‌اند
می فهمند درس خواندن آن‌قدرها هم مهم نبوده است
آن‌ها که درس نخوانده‌اند
فکر می‌کنند لابد درس خواندن مهم بوده
و آن‌ها چون درس نخوانده‌اند
به جایی نرسیده‌اند
پس به بچه‌هایشان فشار می‌آورند برای درس خواندن
و بچه‌ها هم که
باز درس نمی‌خوانند


۳۱.۲.۹۶

در وصف نیاید

با شما بودیم سال‌ها
و ما رایت الا جمیلا


۱۹.۲.۹۶

تابلو

به پرهام ... و مِهرهای بی‌حساب



اتاق لُخت بود که آمد
تابلویی به دستش بود
می‌خندید
خنده‌اش را برای همیشه
به دیوار مقابلم آویخت

اردی‌بهشت نود و شش

۸.۲.۹۶

لذات فلسفه

نامبرده
وقتی پوست تخمه را
روی "لذات فلسفه" دورانت می‌ریخت
گفت :
بابک احمدی رو می‌شناسی
اونم تو کار فلسفه و ایناست ...


۲۴.۱.۹۶

فریاد که از ۶ جهتم راه ببستند

پیرمردی تریاکی در ۶۶ سالگی زنی ۲۶ ساله گرفت.
رفیقان ملامت کردند و پاسخ داد : "اُسکلم اگر روزی ۶ بار نکنمش" 
۶ روز بعد پیرمرد از دنیا رفت.
در فشار ۳۶‌اُمین دور اثبات سوگند خویش بود.