۸.۶.۹۵

وضعیت عمومی

- چی کار می‌کنید آقا، اون ساک مال ماست.
- مگه گفتم مال منه ؟ می‌خواستم ببینم توش چی دارید ؟!



ماهی و گربه
شهرام مُکری

هشتم شهریور

از هم گریختیم
و آن نازنین پیاله‌ی دل‌خواه را دریغ
بر خاک ریختیم

جان من و تو تشنه‌ی پیوند مهر بود
دردا که جان تشنه‌ی خود را گداختیم
بس دردناک بود جدایی میان ما
از هم جدا شدیم و بدین درد ساختیم

دیدار ما که آن همه شوق و امید داشت
اینک نگاه کن که سراسر ملال گشت
و آن عشق نازنین که میان من و تو بود
دردا که چون جوانی ما پای‌مال گشت

با آن همه نیاز که من داشتم به تو
پرهیز عاشقانه‌ی ما ناگزیر بود
من بارها به سوی تو بازآمدم ولی
هر بار
دیر بود

اینک من و توایم دو تنهای بی‌نصیب
هر یک جداگرفته رهِ سرنوشت خویش
سرگشته در کشاکش طوفان روزگار
گم کرده همچو آدم و حوا بهشت خویش



گریز
شعر سایه
طهران - اردی‌بهشت ١٣٣٦
photo-manipulation by Sarah DeRemer

۷.۶.۹۵

...

قسم به صدای سوختن سیگار
در ساعت ۶ صبح



۵.۶.۹۵

هندوانه

"شادی‌"‌های غمگین
"فرهاد"های بی عشق
"رضا"های ناراضی
"مریم"های بی بو
"شیرین"های تلخ
"لیلی"های تنها
"علی"‌های بی معرفت

این‌ بچه‌ها
صنایع ادبی متحرکند
اسم‌هایشان یک‌سو می‌رود
زندگی‌هایشان سویی دیگر
و فقط "حسین"ها انگار خیالشان راحت است
که دوره‌ی حماسه‌
اساسن گذشته است

۲.۶.۹۵

مرسی اَه

ما را معاف کنید
ازین رنج بی‌حساب